۱۱/۱۱/۱۳۸۷



پسته ها شاپرک انداخته بودن. چندین هزار روزی بود که اتاقم پر بود از شاپرک های کوچولو. هر روز صبح جنازه دو سه تاشونو که توی فنجونِ چای شبِ قبلم خودکشی کرده بودن می شستم توی ظرف شویی. امروز مرکز تجمع شون رو پیدا کردم: پسته های نازنین ام.


نقشه گستردگی کمپین یک میلیون امضا.


۱۱/۱۰/۱۳۸۷

مراسم اهدا جایزه ی سیمون دوبوار به سیمین بهبهانی به نمایندگی از کمپین یک میلیون امضا را از دست ندهید.

۱۱/۰۹/۱۳۸۷

قسمتِ اول مصاحبه با وودی آلن در مورد فیلم ویکی کریستینا بارسلونا.

من که شخصا عاشق فیلم شدم و دوست دارم حداقل یکی دو بار دیگه نگاهش کنم.

۱۱/۰۸/۱۳۸۷

رد تابستان روی تنم افتاده است
رد آفتاب و ماسه ها و ماهی ها و تاکستان ها و ستاره ها
صورت فلکی شکارچی این جا سر و ته است
رد حسرتِ ستاره شناس شدن روی صورتم
رد کتاب هایی که نخواندم


۱۰/۳۰/۱۳۸۷

این رفیق ما که کنفرانس رفته بوده هاوائی، از محل فیلم برداری Lost عکس گرفته.
اینم عکسش:

۱۰/۲۷/۱۳۸۷

خونه ای که با بچه ها پیدا کرده ایم واقعا دل رباست. حسابی تو در توئه و کلی فضای های متفاوت با شکل های مختلف داره. اتاق من کلی بزرگه و سقفش هم حسابی بلنده (خونه های تیپیک نیوزیلندی همه یک طبقه اند و سقف-بلند) و دوتا پنجره عمود بر هم داره و یک کمدِ عظیم. حیاط پشتی خونه هم جون می ده برای صبحانه و کباب پزون و مهمونی.
اسباب کشی مون دو هفته دیگه است اما من دوست دارم از همین الان برم خونه جدید!

۱۰/۲۴/۱۳۸۷


و بعد ظرفِ کمتر از بیست و چهار ساعت، تو دوباره می شی دوست پسرِ اینترنتیِ من...و تابستان هنوز ادامه همان تابستان است*...


* فروغِ دست کاری شده