یفقهوا قولی
عادت معمولمون شده این عصرها/شب ها که دونه دونه از دانشگاه می آییم خونه، شام می پزیم و به بقیه ملحق می شیم و شام می خوریم و حرف می زنیم و حرف می زنیم و چای و شکلات می خوریم تا وقتِ خواب. فکر کنم به خاطرِ تعدادِ غالبِ دخترهای خونه، در موردِ سرطان پستان و سنِ مناسب بچه دار شدن و قوانین ضد زن و مردسالاری در شرق و غرب و این داستان ها بیشتر حرف می زنیم... من از قوانینِ ضد زنِ ایران خیلی برای دوستام گفته ام و کلی هم با افتخار از جنبش های زنان و کمپین یک میلیون امضا داد سخن داده ام. چیزی که این وسط توجه هایدی رو بیش از همه چیز به خودش جلب کرده، قوانینِ مربوط به چند همسریه و این شده که هر از گاهی بحث رو برمی گردونه و می پرسه که: یعنی چه مدل مردهایی بیشتر این کارو می کنن؟ این بهشون جایگاه بهتری در اجتماع می ده؟ با این کار پز می دن؟
خلاصه منم هی تلاش می کنم که دقیق و درست توضیح بدم که نه، چند همسری توی جامعه ی شهری ایران واقعا چیز بدیه و فرهنگِ عامه مردم تا جایی که من دیده ام، مبنی بر تک همسریه و مردهای چند همسره بعضا از احترامشون پیش فامیل و آشنا کم می شه و غیره و ذلک... خلاصه بعد از کلی توضیح و تفصیل تقریبا امیدوار شده بودم که توی ذهن هایدی ایران مترادف با کشوری-که-مردها-در-آن-شونصد-تا-زن-می گیرند-و-بابت-آن-کلی-خوشحال-و-خرسند-می باشند نیست.
تا این که دیشب دوست هایدی اومده بود خونه ما و دو ثانیه بعد از معرفی ماها به هم گفت: اوه تو همون هم خونه ای ایرانی هایدی هستی؟ راسته که توی ایران مردها می تونن چند تا زن بگیرن؟