اين مطلب رو يکي از دوستام به نقل از BBC برام فرستاده بود که يه تيکه اش رو عينا اين حا ميذارم:
«به عنوان نمونه شعری که برای وارطان گفته، وارطان سخن نگفت نه حاصل درگيری های درونی بلکه حاصل برخورد اجتماعی شاعر با واقعيات تلخ بيرونی و اجتماعی اوست.
شاملو پس از 28 مرداد وقتی در زندان بود با وارطان سالاخانيان آشنا شد. وارطان در آن زمان يک شکنجه جهنمی را تحمل کرده بود. چندی بعد يکی ديگر از اعضای حزب توده که دستگير شد از او نام برد. وارطان بار ديگر زير شکنجه رفت ولی لب از لب نگشود تا جانش از جسمش پرواز کرد. شاملو که هم بند وارطان بود شعر وارطان سخن نگفت را سرود که ابتدا برای گذر کردن از سد سانسور، نازلی جای وارطان نشست و به قول شاعر « شعر را به تمام وارطان ها تعميم داد».
کل مطلب رو مي تونين اين جا ببينين.
۵/۰۱/۱۳۸۱
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر