۵/۳۱/۱۳۸۱

والا ما تنها چيزي كه تا مدت ها پس از آغاز تحصيلات عاليه از رشته فخيمه صنايع ميدونستيم همون يه جمله علي آقاي زو !! بود كه روز اول ورود ما به دانشگاه داشت مي گفت : بعله مهندسي صنايع مث ملاطي مي مونه كه همه رشته هاي مهندسي رو به هم وصل مي كنه و ساختمان رو مي سازه. ولي تا اومد بيشتر توضيح بده بچه هاي سال بالايي بهش گفتن داري جواب مسابقه رو بهشون مي گي. و ما در كف توضيح رشته صنايع مونديم.
از اون موقع به بعد هر كسي ازم مي پرسيد رشته صنايع چيه من اول قضيه ملاط و ساختمون رو براش علم مي كردم.
چند روز پيش يه نفر داشت براي انتخاب رشته ازم چيزي مي پرسيد و منم آماده بودم كه بگم ببين عزيزم رشته صنايع مث ملاط... كه پريد وسط حرفم: كه يعني مي خواين بگين كه رشته خوبيه آره؟ منم گفتم: آره خيلي مي دوني چرا براي اين كه مث ملاطي...دوباره پريد وسط حرفم: درساش كه سخت نيست؟ من: نه!! يه كم گلابيه اما عينا مث ملاطي مي مونه كه...خوابگاه هم كه گفتين خوبه ديگه نه؟
ديدم ديگه نمي تونم در مورد ملاط و اين حرفا داد سخن بدم...همه هيجانم داشت مي خوابيد...آره خوابگاه خوبه...ميدوني اگه بخواي توي خوابگاه خوش بگذروني بايد يه رشته خوب بخوني مث صنايع كه درست عين مل...ولي من احتمالا خوابگاه نرم قراره برام خونه بگيرن...

هیچ نظری موجود نیست: