معلممون گفت جلسه پيش کجا بودي. مي خواستم بگم دچار نا اميدي از رحمت الهي شده بودم و با نظام آفرينش و خداي مهربانش حرفم شده بود در نتيجه رفتم خونه يگانه اينا ساندويچ سرد خوردم تا از دنيا و ما فيها فراموشم بشه.
کار درستي رو مي بينين؟ همه اين حرفا رو مي خواستم به فرانسه بگم اما معلمه نذاشت. گفت اشکالي نداره از دفعه بعد وقت ي خواستي غيبت کني اطلاع بده... عجبا!! از اين به بعد تا ديدم شک در رحمت الهي و اين که من شامل حال رحمت مي شم يا نه داره بهم نزديک مي شه به معلم عزيزمون اطلاع ميدم....
ولي دوستان ساندويچ سرد درمان قطعي هر گونه افسردگيه. امتحانش کنين. اگه جواب نداد بقيه ساندويچو بيارين براي من.
۷/۱۷/۱۳۸۱
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر