من از ماموريت مشهد (نمايشگاه بينالمللي خودرو) كه به طور شگفتانگيزي با مراسم فوت عموم مصادف شده بود برگشتم.
عموم رو به وصيت خودش توي يه جاي خيلي سرسبز و خوش آب و هوا توي بند گلستون دفن كردن.
من نه مذهبيام نه حال و حوصلهِي اعتقاد به ماورا الطبيعه و اينا رو دارم. فقط يه جورايي حس كردم عموي من، آدمي كه اين همه از خودش توي دنيا اثرانگشت به جا گذاشته، يه جورايي حضور داره.
حق ماموريت مشهد رو تبديل كردم به يه جفت ابروي قيطاني!! و عملياتي براي رد هرارتباطي با گونهي گربهسانان.
۵/۲۴/۱۳۸۴
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر