"بالا بلند!
بر جلوخان منظرم
چون گردش اطلسى ابر قدم بردار
از هجوم پرنده بىپناهى
چون به خانه بازآيم
پيش از آنکه دربگشايم
بر تختگاه ايوان جلوهاى کن
با رخسارى که باران و زمزمه است
چنان کن
که مجالى اندکك را در خور است
که تبردار واقعه
را ديگر
دست خسته
به فرمان
نيست "
تشنهي شاملوام. بس كه ميخواندم اين آب پاك كه سخت عطشانش ماندهام...
۶/۱۲/۱۳۸۴
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر