مجال
بيرحمانه
اندك بود و
واقعه
سخت نامنتظر
از بهار حظ تماشايي نچشيديم
كه قفس باغ را پژمرده مي كند
از آفتاب و نفس
چنان بريده خواهم شد
كه لب از بوسه نا سيراب
برهنه
بگو برهنه خاكم كنند
سراپا برهنه
آن گونه كه عشق را نماز مي بريم
كه بي شايبه حجابي با خاك
عاشقانه در آميختن خواهم
شاملو- از دفتر ابراهيم در آتش
۵/۰۷/۱۳۸۱
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر