۵/۲۹/۱۳۸۱

اون روز داشت برام مي گفت كه ديگه تحمل نداشته و ويرش گرفته كه روي دفش چيزي بنويسه و مي ره سراغ دفش و روش ذكر يا علي مدد مي نويسه. وقتي به استادش مي گه كه چه ذكري روي دفش نوشته استاد مي گه واي چه ذكري هم نوشتي, حواست باشه هيچ وقت بي وضو به دفت دست نزني...
همين جور از اداب و رسوم دف زدن مي گفت و من همين جور كيف مي كردم...گفت وقتي دف موقع نواختن پاره مي شه اصطلاحا مي گن شهيد شده...

هیچ نظری موجود نیست: