آخه استاد نازنين من!!
من اگه مي خواستم توي مرداد پروژه ام رو به تو تحول بدم مگه ديوانه بودم که هزار روز زودتر از همه ابناي بشر عين اين بچه ننر ها پروژه ام رو بهت تحويل دادم؟ حالا مي گي تا سه شنبه وقت دارم بيام پايتخت براي دفاع از پروژه؟ من مثلا خير سرم الان به چله نشسته ام. يعني خود آقاي خاتمي هم بياد بگه لولو جون دست و بالم بسته است بيا يه کمکي بهم بده ميگم نچ سيد...اين همه احمد نيک مهر برام پروژه نوشته!! چرا اذيت مي کني؟ من که اهل اين حرفا نبودم که... من و تحويل پروژه زودتر از موعد؟ بلا نسبت!! آخه عزيز من!! بيا از خر شيطون پايين. من اگه بيشتر از يه ساعت براي يه درس انرژي بذارم جون خودت دچار سوهاضمه مي شم...
۵/۲۷/۱۳۸۱
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر