ديروز داشتيم در موررد دو تا فلسفه مختلف در زندگي حرف مي زديم:
۱- اين که بدوني رابطه اي که داري با يه نفر تعريف مي کني به هيچ وجه احتمال موفقيت نداره. و رابطه فقط براي اينه که يه چند مدت يه گوله حس و انرژي بدي و بگيري و بعد هم خيلي زود اون آدمو از دست بدي. رابطه تموم بشه و تو بموني و کلي رنج و کلي وقت کلنجار رفتن با يه دنيا حس منفي که دست از سرت برنميدارن. کم کمش تنهاييه و خفن تريناش هم حسرت و زيرو رو کزدن همه وجودت براي اين که نابه جايي ها رو پيدا کني و ممکنه در حين اين کشف و شهود لذت بخش يه مختصري کاملا از خودت بدت بياد...
۲- اين که عطاي اين قضايا رو به لقاشون ببخشي و به اين نتيجه برسي که اون چيزي که به دست مي آري به درد و رنجش نمي ارزه و مث يه بچه خوب و واقع بين بري سراغ زندگيت...
داشتيم سر اين بحث مي کرديم که هر کدوممون کدوم راه رو پيش مي گيريم و به بقيه هم کدوم رو توصيه ميکنيم...
شما کدومو انتخاب مي کنين؟!
۷/۲۴/۱۳۸۱
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر