۸/۱۹/۱۳۸۲

يه زماني يه جايي از زندگيم ياد گرفته بودم كه مث يوگي ها نفس هاي عجيب غريب بكشم. امروز با يك سردرد چندين ريشتري شروع كردم به نفس هاي يوگا آلود. سرم خوب شد كه هچ! همه ي وجودم دچار يك غلغلك هشيار شدگيه... بهش مي گن: من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هشيار است....

هیچ نظری موجود نیست: