پيرزن تمام مدت داشت بهم مي گفت كه دوره زمونه بد شده و دخترا بد شدن و بدبختي همه جا رو برداشته. من به تناسب حالت صورتش يا نچ نچ مي كردم يا نشون مي دادم كه متعجبم يا مي گفتم آره. استاد داشت توي گوشم مي خوند: مي نوش كه عمر جاوداني اين است.
پيرزن تمام مدت داشت بهم مي گفت كه دوره زمونه بد شده و دخترا بد شدن و بدبختي همه جا رو برداشته. من به تناسب حالت صورتش يا نچ نچ مي كردم يا نشون مي دادم كه متعجبم يا مي گفتم آره. استاد داشت توي گوشم مي خوند: مي نوش كه عمر جاوداني اين است.
at
۲۰:۰۴
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر